الملا فتح الله الكاشاني

71

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كافيست كه ايشان تابع عبدة اصنام شده‌اند در تقليد و عدم و جدان حجت و برهان بر صحت مذهب خود مرويست كه معظم كيد شيطان آنست كه مردمان را بر تقليد پدر دارد و بوسيلهء آن ايشان را در وادى ضلالت و غوايت در آورد و لهذا چون ابراهيم ( ع ) اين جواب را از ايشان استماع فرمود * ( قالَ ) * گفت كه * ( لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ ) * به خدا كه بوديد شما * ( وَآباؤُكُمْ ) * و پدران شما * ( فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * در ضلالت و گمراهى روشن و خطاى آشكارا يعنى منخرط در سلك اهل ضلال كه بر هيچ عاقلى آن ضلالت مخفى نيست به جهت عدم استناد شما و پدران شما بدليلى و حجتى بر مذهب خود و تقليد بر تقدير جواز آن در صورتيست كه مقلد فى الجمله علم بر حقيت آن داشته باشد و اين نيز از شما مسلوب است نمروديان به اين استبعاد قول ابراهيم نموده در تضليل و تجهيل آباء ايشان گمان بردند كه اين كلام را بر وجه ملاعبه ميگويد پس از روى تعجب * ( قالُوا ) * گفتند به او كه * ( أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ ) * آيا آوردى بما سخن راست و جد را يعنى اينسخن را بجد مىگويى * ( أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ) * تا تو از بازى كنندگانى و اين سخن را بر طريق ملاعبه و مطايبه بما مىگويى * ( قالَ ) * گفت ابراهيم ( ع ) كه نيستم بازى كننده در اين قول * ( بَلْ رَبُّكُمْ ) * بلكه پروردگار شما * ( رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آفريدگار آسمانها و زمينها است * ( الَّذِي فَطَرَهُنَّ ) * آن خداوندى كه آفريد همهء طبقات آسمان و زمين را و گويند ضمير هن راجع بتماثيل است و اين داخل است در تضليل ايشان بالزام حجت بر ايشان يعنى آفريدگار آسمان و زمين آفريننده تماثيل است كه شما بر پرستش آن مشغوليد * ( وَأَنَا عَلى ذلِكُمْ ) * و من بر آنچه گفتم بشما از آنكه او سبحانه خالق جميع عالمست و ربوبيت و معبوديت مخصوص است به او * ( مِنَ الشَّاهِدِينَ ) * از گواهانم و چون شهادت در شىء فرع تحقق و تحقيق آنست نزد شاهد پس حقيقت معنى آنست كه من از روى تحقيق اداى اين شهادت ميكنم و از سر برهان و حجت اين گواهى مىدهم نه آنكه مثل شما باشم در تقليد و سخنى كه گويم قادر بر اثبات آن نباشم بحجج بينه و براهين واضحه آورده اند كه روزى كه بعد از روز اين مناظره بود عيد نمروديان بود كه در آن روز بصحرا رفتندى و تا آخر روز بگشت و سير و تفرج اشجار و نباتات و غير ان مشغول بودندى و قبل از رفتن بتان را بياراستندى و طعامهاى ملون آوردندى و نزد بتان نهادندى تا بركت ايشان بآنطعامها رسد و در بازگشتن ببتخانه درآمدندى و بزبانها بتان را بنواختندى و آن گه سر بر زمين نهاده رسم پرستش را بجا آوردندى و آن طعامها بخوردندى و بعد از آن به خانه هاى خود بازگشتندى چون ابراهيم على نبينا و عليه السلام با جمعى